تبليغاتX
سرباز ایرانی.


سرباز ایرانی.

پادگان تنهایی!؟!؟!؟

ســـــلام

خوبين ؟

منم خوبم !

اين آپ يه جورايي ميشه گفت آپ خداحافظي هستش .

يادم مياد يك سال پيش مرداد ماه دفترچه خدمت پست كردم همون موقع اومدم و  اين وبلاگو ساختم .

حالا يك سال از ساخت وبلاگم مبگذره و موقع رفتن من رسيده .

گفته بودم دارم ميرم سربازي  يه جاي خوب

محل خدمتم شد تبريز  دقيقا از اينور نقشه بايد برم اونور نقشه .

خيلي دوره  ولي خب  بلاخره بايد رفت .

خيلي دوستون دارم خيلي زياد

چه دوستاي با مرام چه اون  دوستاي بي معرفت .

دلم واسه همتون تنگ ميشه .هيچ وقت راضي نبودم برم ولي مجبورم .

 

 

 

ساحل افتاده گفت : گر چه بسي زيستم

هيچ نه معلوم شد آه كه من كيستم

موج ز خود رفته اي، تيز خراميد و گفت :

هستم اگر مي روم گر نروم نيستم.

  

موج ز خود رفته رفت

ساحل افتاده ماند .

اين، تن فرسوده را،

پاي به دامن كشيد؛

و آن سر آسوده را،

سوي افق ها كشاند .

ساحل تنها، به درد

در پي او ناله كرد:

موج سبكبال من،

بي خبر از حال من،

پاي تو در بند نيست !
بر سر دوشت، چو من،

كوه دماوند نيست !

هستم اگر مي روم  ! خوشتر ازين پند نيست .

بسته به زنجير را ليك خوش آيند نيست .

 

ناله خاموش او، در دلم آتش فكند

رفتن؟ ماندن؟ كدام؟ اي دل انديشمند ؟

گفت : به پايان راه، هر دو به هم مي رسند !

عمر گذر كرده را غرق تماشام شدم :

سينه كشان همچو موج، راهي دريا شدم

هستم اگر ميروم، گفتم و رفتم چو باد

تن، همه شوق و اميد، جان همه آوا شدم

بس به فراز و نشيب، رفتم و باز آمدم،

زآنهمه رفتن چه سود؟ خشت به دريا زدم !

شوق در آمد ز پاي، پاي درآمد به سنگ

و آن نفس گرم تاز، در خم و پيچ درنگ؛

اكنون، ديگر، دريغ، تن به قضا داده است !

موج ز خود رفته بود، ساحل افتاده است !

محمد اقبال لاهوری

 

 

اميدوارم هر جايي كه هستين شادو موفق باشين ...

 

پ.ن۱ : ۱۸شهريور ۱۳۸۸ تاريخ  رفتن منه . ببخشيد اگه زود تر آپ كردم .

پ.ن۲‌: آهنگ وبلاگمو هم مخصوص خداحافظي زدم .

پ.ن ۳: ایشالا عمری باشه  مرخصي اومدم سر ميزنم  ...!

نوشته شده در ساعت توسط سعید| |


Design By : Night Skin